۱۳۸۴/۰۶/۲۹

چه زيباست و دلنشين ، آلبوم جديد سياوش قميشي :
....
تصور کن اگه حتي تصور کردنش سخته ...
جهاني که هر انساني تو اون خوشبخته خوشبخته!
جهاني که تو اون پول و نژاد و قدرت ، ارزش نيست ...
جواب هم‌صدايي‌ها ، پليس ضد شورش نيست!
....
نه بمب هسته‌اي داره ، نه بمب‌افکن نه خمپاره!
ديگه هيچ بچه‌اي پاشو روي مين جا نمي‌گذاره!
همه آزاد آزادن ، همه بي‌درد بي‌دردن!
تو روزنامه نمي‌خوني ، نهنگها خودکشي کردن!
....
جهاني را تصور کن ، بدون نفرت و باروت ...
بدون ظلم خود کامه ، بدون وحشت و تابوت ...
جهاني را تصور کن ، پر از لبخند و آزادي...
لبالب از گل و بوسه ، پر از تکرار آبادي ...
....
تصور کن اگه حتي تصور کردنش جرمه!
اگه با بردن اسمش گلوت پر ميشه از سرمه ...
تصور کن جهاني را که توش زندان يه افسانه‌س!
تمام جنگ‌هاي دنيا ، شدن مشمول آتش‌بس ...
....
کسي آقاي عالم نيست ، برابر با هم‌اند مردم ...
ديگه سهم هر انسانِ ، تن هر دونه‌ي گندم ...
بدون مرز و محدوده ، وطن يعني همه دنيا ...
تصور کن تو مي‌توني بشي تعبير اين رويا ........
....
...
..
.

۱۳۸۴/۰۶/۲۲

آدمها اگر خود را جاي يکديگر مي گذاشتند
و بعد تصميم مي گرفتند
دنيا زيباتر بود...

۱۳۸۴/۰۶/۱۴

و به راستي که هيچ نعمتي بالاتر از سلامتي نيست ...
و چه حيف و صد افسوس ،
که اين موضوع را تا بيمار نشويم يا بيماري را نبينيم ،
از ياد مي بريم و به فراموشي مي سپاريم ...
...
..
.

۱۳۸۴/۰۶/۰۶

خيلي جالبه!
يه کار دشواري رو شروع ميکني ،
پيش بيني هم ميکني در فلان تاريخ تموم بشه!
در اون تاريخ نه تنها کار تموم نميشه که تازه با مشکلات جديدي مواجه ميشي
و تازه بايد به حل اونها برسي!
به عبارت ديگه تازه کار شروع ميشه! ...
باز هم پيش بيني ميکني تا يک ماه بعد ديگه کار تموم بشه!
اما باز هم تموم نميشه! ...
و اين چرخه چندين بار تکرار ميشه ...
...
تا اينکه بالاخره کار تموم ميشه!
يه نفس راحت ميکشي :-)
به مسيري که از ابتدا طي کردي نگاه ميکني
و تصورات اوليه ات و واقعيت هاي امروز رو مرور ميکني ...
به نتايج جالبي ميرسي ...
مهمترينش اينکه گذشت زمان و مواجهه با واقعيت ها ،
حقايقي ارزشمند و گرانبها در اختيار آدمي مي گذارند و
فاصله ميان تصورات و واقعيت ها را کم مي کنند ...
...
..
.

۱۳۸۴/۰۵/۲۷

و تنها ،
يک آرزو ...
...
..
.

۱۳۸۴/۰۵/۱۶

چقدر سخته وقتي با نهايت وجودت ،
تلاش ميکني ،
به زحمت ميوفتي ،
سختي ميکشي ،
....
رنجهايي که الزامي به تحملشون نيست ...
اما تو خودت رو ملزم به تحملشون ميکني ...
...
و در نهايت :
نتيجه اون همه تلاش ، رضايت بخش نيست!
...
يا ديگران بي انصاف هستند ،
يا تو بيش از حد متحمل رنجي بيهوده شدي ...
...
..
.
صدها بار حيف آن همه تلاش ...

۱۳۸۴/۰۵/۰۲

هر آنچه از او خواسته اي همان مي شود !
هر چند با اندکي اختلاف در ظاهر ،
اما بي کم و کاست در عمق ...
...
اينکه از اين دستاوردها ، بهره مند شوي يا خير ،
در اختيار و تحت اراده خود توست!
...
درست است!
عجيبي اين ماجرا را ،
همچون هميشه ، هيچ پاسخي نباشد!
...
..
.

۱۳۸۴/۰۴/۲۵

چيست حکمت يک روز خوش بودن
و روزها پس از آن ناخوشي ؟
...
عجيب تر آنکه :
خوشي آن يک روز هم ،
تنها به خيال و تصور "روزها پس از آن خوش بودن" ،
بوده باشد! ...
...
...
.

۱۳۸۴/۰۴/۲۲

گر من از باغ تو يک ميوه بچينم چه شود
پيش پايي به چراغ تو ببينم چه شود
...
يا رب اندر کنف سايه آن سرو بلند
گر من سوخته يک دم بنشينم چه شود
...
..
.

۱۳۸۴/۰۴/۱۵

چه ميشود ؟
آنچه خواهد شد ،
همان است که تو ميخواهي ،
يا درست برخلاف آن ؟
نشانه هاي اين روزها را بايد جدي گرفت ،
يا تمامي شان را بايد ، تنها در قالب يک اتفاق تلقي کرد ؟
...
..
.